مرتضى راوندى
812
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دانست كه در سرزمين ملى يك كشور ، از طرف يك ( يا چند ) دولت خارجى برقرار مىشود و از اين رهگذر ، دولت يا دولتهاى خارجى ، نظامى را در آن سرزمين مستقر مىسازند كه بدون رضايت مردم از خارج بر آنان تحميل شده و هدف اصلى آن نظام ، تأمين منافع خارجيان و عمال آنان است . » « 1 » « استعمار اساسا دو جنبهء سياسى و اقتصادى دارد : در ادوار باستانى ، آنچه بدان نام استعمار مىدادند ، بيشتر جنبهء تجارى داشت ؛ اقوام دريانورد و بازرگانان ، مانند فنيقيها و يونانيها ، مستعمراتى در سواحل مديترانه بوجود آورده بودند كه مراكز تجارتى آنان بود و روابطشان را با مركز تأمين مىكرد . با توسعهء روابط بازرگانى ، شركتهاى خصوصى كشتيرانى و بازرگانى به استفادهء بيشتر پرداختند و رفتهرفته ، به مناطق اطراف مراكز نيز علاقه پيدا كردند . سفيدپوستان پرتغالى و اسپانيولى ، بخصوص ، بتدريج ، از قدرت خود استفاده كردند و اهالى بومى را در مناطق آمريكاى لاتين و آفريقا ، براى استخراج معادن و سنگهاى قيمتى ، به كار گماشتند و سپس در مرحلهء بعدى ، به كشت و استفاده از زمين پرداختند . در اين جريان ، ابتدا دولتهايى مانند انگليس و فرانسه ، در هند و آمريكاى شمالى ، از شركتهاى خصوصى تابع خود پشتيبانى كردند و سپس ، خود جايگزين شركتها شدند و مستقيما به استفاده از مناطق اشغال شده پرداختند . از قرن پانزدهم ببعد ، استعمار با ايجاد راه دريايى هند و امپراتوريهاى استعمارى پرتغال و اسپانيا و هلند و انگليس و فرانسه ، وارد مرحلهء كنونى خود مىشود و از آن تاريخ ، رابطهء ناگسستنى بين دو عامل سياسى و اقتصادى آن ، روزبروز روشنتر مىشود . اقتصاد و سياست دو عامل جدايىناپذير استعمار بوده و همواره با يكديگر عمل كردهاند . بايد توضيح داد كه هدف اساسى و محرك توسعهء استعمارى ، اساسا تأمين منافع اقتصادى بوده است . » « 2 » در حالحاضر ، كشورهاى متجاوز امپرياليستى ، بيشتر از راه استعمار غيرمستقيم مقاصد اقتصادى خود را عملى مىكنند ، يعنى بكمك عمال داخلى ، همان برنامههاى استعمارى را ( براى دست يافتن به منابع مواد خام و فروش مصنوعات خود ) به مرحلهء عمل و اجرا مىگذارند و براى اعمال قدرت مستقيم ، متحمل خرجى نمىشوند . در روزگار ما كشورهاى متجاوز « شبكهء بزرگى در پهنهء بين المللى بوجود آوردهاند كه منافع مشترك آنها را بههم پيوند مىدهد . استعمار كه در ابتدا با اشغال كشورها به زور سرنيزه عملى مىشد ، رفتهرفته ، به يك سيستم غامض تسلط سياسى و اقتصادى مستقيم و غيرمستقيم تبديل شده است كه شبكه آن در سراسر جهان ، همهء كشورهاى عقبافتاده را دربرگرفته است . » « 3 » و از سير تحول تاريخى و طبيعى آنها جلوگيرى مىكند . استعمار در كشورهاى زير نفوذ خود ، با ارسال سلاحهاى جنگى و تقسيم پول بين محافل ذى نفوذ ، از رشد نهضتهاى دموكراتيك و انتخابات آزاد جلوگيرى مىكند و با تمام قوا مىكوشد هيأتهاى حاكمهء تحميلى را در مسند خود نگهدارى كند . در حقيقت ، پس از
--> ( 1 ) . همان . ص 16 . ( 2 ) . همان . ص 18 - 17 ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان . ص 21 .